انتظار
نویسنده : reza
موضوع :
شعرهای زیبا , ,
" تبسم شیرین عشق گوشه ای از نگاه خداست تنها به او می سپارمت "

دیرگاهیست که من آمدنت را منتظرم
مثل یک شاخه بید
در خزانی که تواش ساخته ای
همه خشکید تنم
و سپس
ریخته شد برگ و برم
با تو گفتم که چرا ؟ باکه؟ کجا؟
چیست در من که چنین میدهد آزار تو را ؟
ای سراپا همه خوبی
گوش کن
عشق چیزیست که من بی تو نیاموخته ام
گرچه در شهر شما
خنده دار است کسی
همچنان عاشق چشمی شود اما به خدا
من سراپا همه ذرات تنم
لحظه ای نیست که یادت نکند
لحظه هایم همه ارزانی تو . . .
نظرات شما عزیزان:
برچسب ها: